احمد بن محمد ميبدى

389

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 1 - بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ . آيه . اين آيت وعيد كافران و تهديد مشركان است ، و سرانجام كفر ايشان ، فراق جاودان و حسرت بىكران است . درخت نوميدى به برآمده ، نالهء بىزارى به درآمده ، چه سود دارد اكنون زارى ! كه خداوند حكم كرد به بىزارى ! اين است فضيحت و رسوائى ، ماتم بيگانگى و مصيبت جدائى . امروز خستهء زخم جماعت ، فردا سوختهء آتش عقوبت ، امروز عذاب و خزى ، و فردا حسرت و ندامت ، امروز سياست ، و فردا زقّوم و حميم . بيچاره آدمى كه پيوسته در غفلت يا در فترت است ، نداند كه سرانجام كار او روى چيست ؟ روى آشنائى است يا بيگانگى . بيچاره در غفلت و معصيت مىزيد و اين نشان بدبختى است ! حرام مىخورد و به خسران دين رضا مىدهد و اين خود نشان بىزارى است ! در فرمان شرع سستى و با نهى حق ناپاكى مىكند و اين خود نشان پليدى و شوخى است . بيچاره آدمى ، بيدار آن‌گاه شود كه هرچه بودنى بوده نباشد ، پند آن‌گاه پذيرد كه به او هرچه رسيدنى است رسيده باشد ! نمىداند كه هرچه كشت رستنى است ، و هرچه رست درويدنى است . 5 - فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ . آيه . در اين آيت خداوند قهّار ، اسباب قهر دشمن و انواع قتال برشمرد ، يكى را به كشتن ، يكى را به بند كردن ، يكى را به بارو و حصار انداختن ، يكى را كمين كردن ، تا همگى مغلوب و مقهور گردند . و از روى اشارت مىگويد : در جهاد مهين يا مهينه دشمن كه نفس امّاره است انواع رياضات و فنون مجاهدات بايد ، تا اين دشمن ناپيدا و خطرناك نيز مقهور گردد ! و در اين باب هيچ مجاهدتى بالاتر از آن نباشد كه نفس را از شهوتهاى حيوانى باز دارد و به خواهش آن سر فرود نيارد و آنچه بر او دشوارتر و سخت‌تر است بر دست گيرد تا او را مقهور كند . گويند : عيسى ( ع ) پلاس پوشيدى و برگ و پوست درختان و گياه زمين خوردى و هركجا شب آمدى خفتى ! چون خود را وطنى نساخته بود ! تا شبى كه باران مىباريد و رعد و برق بود و باد سرد و سرماى سخت ، از دور غارى بديد ، قصد آنجا كرد ، چون برسيد ددى در آن خفته ديد و او را جاى نبود ، برگشت و پيش خود گفت : شغال پناه‌گاه دارد و پسر مريم پناه‌گاه ندارد ! همان دم ندا رسيد من پناه بىپناهانم ! او از همهء متاع جهان پياله‌اى داشت كه با آن آب مىخورد ، روزى يكى را ديد كه با دست آب همىخورد ، از آن وقت پياله را بگذاشت و گفت : من ندانستم كه خداوند به من پياله داده ! نوشته‌اند چون روز قيامت شود درويشان را بيارند و حقّ خدا را از ايشان طلب كنند ، آنان گويند ما را درويش و بىمال آفريدى ! از درويشى به حق تو نپرداختيم ! همين دم عيسى را بياورند كه در دنيا آمد و بيرون شد و او را مال و ملك نبود ! و بر آنها حجّت كنند ، و لقمان را بر بردگان حجّت كنند كه او برده بود و يوسف را بر نيكورويان حجّت كنند و سليمان را بر پادشاهان و توانگران حجّت كنند كه همهء حق خدا را گزاردند ! 11 - فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ . آيه . اشارت است به اينكه حقيقت توبه پشيمانى است . كه در دل پديد آيد ، دردى كه از درون سينهء سر برزند ، آتش خجلت در دل وى افتد و آب حسرت از ديده فروريزد ، نه‌بينى شاخى كه چون يك سر آن آتش زنى ، از سر ديگر آب مىچكد ! لطيفه : اى جوان‌مرد ، صدهزاران ماه‌رويان فردوس از راه نظاره در بازار گرم منتظر ايستاده‌اند تا مگر گناهكارى از پردهء گناه بيرون آيد و گام بر بساط توبه نهد ، تا ايشان جانها و دلها را در قدم وى بيفشانند و بشارت به او دهند كه قدم صدق برداشته است !